2 ماه قبل

آسمان آبستن ابر غمی است
که بهاری به اشکش به غمی
مغموم ماند
عطر یاد تن تو
آیه یک هم نفس است
که خدایی
به اشکش به ابد
مرعوب ماند
نه جهان حاصل این است
که تزویری به جز این خواند
نه عقوبت
به جز این
به ثواب دگری
بازبه جان
بر آید
ما که از تونل این
بی هوسی
اشک ابلیس
ز جامی
به جهان مست شدیم
مرده ایم گویی باز
خسته و بی عاقبت
نیست شدیم
در پس این تقریر
مانده ایم
بی تقصیر
گویش ما این بود
درد دنیا این بود
جان من غصه مخور
با تکرار
حیلت عمر همین است
دست از این ظن بردار
عاشقی عاقبت ماست
ملالم این نیست
جام مستی پر کن
راهی جز این
به خدا
با ما نیست
فرزین .م


برای لایک کردن ، آنلایک و اشتراک گذاشتن باید وارد شوید !
.